اینجا اهواز است صدای نبض ترانه ها...می شنوی؟!

دوشنبه 5 خرداد1393
ن : پارسایی

روزنه

دوستان عزیز هم ترانه سلام....
امروز تصمیم گرفتم بعد از مدتها یک کتاب خوب رو بهتون معرفی کنم.کتابی که انتخاب کردم مجموعه ای آموزشی در زمینه ی شعر به نام "روزنه" ست به قلم محمد کاظم کاظمی که توضیحات ساده و مفیدی در خصوص قالبهای مختلف شعری، وزن، عروض و قافیه داره.در خلاصه ی کتاب اومده :
"این کتاب حاصل احساس نیاز به یک متن مختصر ولی جامع آموزشی شعر بوده است تا دانش آموزان دانشجویان و شاعران جوان را به کار آید.روزنه یک مجموعه ی آموزشی شعر است، ولی کوشیده ایم که شیوه ی ارائه ی مباحث توصیفی و تحلیلی باشد.دوست داشته ایم درست اندیشیدن درباره ی شعر را یاد بگیریم نه اینکه حاصل اندیشه ی دیگران را به حافظه بسپاریم."
روزنه کاری هست از موسسه ی فرهنگی هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب و یک راهنمای مناسب برای اولین قدمهای شاعرانه ی شما می تونه باشه.امیدوارم از خوندنش لذت ببرید.

 

+ پینوشت :

1.عید مبعث بر همگان فرخنده و خجسته باد.
2.گاهی نمیشه با همه جنگید...گاهی باید به کل دنیا باخت (م.پ)
3.و باز هم فصل امتحانات...

شاد باشید و روشن،مثل قلب پر نور ستاره...

تا بعد یا علی خدانگهدار...




سه شنبه 5 فروردین1393
ن : پارسایی

حواست به من نیست...

دوستان عزیز هم ترانه سلام...

سال نو رو بهتون تبریک میگم؛امیدوارم امسال سال خوبی برای همه ی مردم ایران باشه و در این برهه از زمان بهترینها رو تجربه کنیم.

ترانه ای که توو این پست میخوام تقدیمتون کنم جزء معدود کاراییمه که خودمم دوستش دارم و برای نوشتنش خیلی وسواس به خرج دادم،امیدوارم از خوانشش لذت ببرید...لطفا نظر فراموش نشه،ممنون :)


"حواست به من نیست..."

کنارت همه حسمو باختم...چقد گریه کردم به حال ِ خودم

حواست به من نیست حاشا نکن...تو حتی نفهمیدی عاشق شدم

نفهمیدی از لحظه ی بودنت...بازم نبض ِ دنیای من کوک شد

نفهمیدی اما تمام ِ جهان...به حال ِ منه خسته مشکوک شد

تو کابوس ِ بیداریای منی...ولی من یه رویا ازت ساختم

چقد ساده بودم، چقد ساده تر...همه زندگیمو به پات باختم

با اینکه حواست یه جای ِ دیگه س...با اینکه دلت پیش ِ من بند نیست

واسم سخته دوریتو باور کنم...میگم این همونی که دل کند نیست

هنوزم به این عشق خوشبینمو...نمیخوام پشیمونی سدم بشه

یه جور ِ عجیبی گرفتارتم...یه حسی منو سمت ِ تو میکشه

 نمیشه یه عشقو فراموش کرد...محاله به این سادگی بگذره

همیشه کسی بازیو باخته...که دیوونه تر یا که عاشق تره

با اینکه شکستم،دلم روشنه...به این مرد ِ بازنده خوو می کنی

یه روز رسم ِ بازی عوض میشه و...تو اینبار عشقو شرو می کنی

*منا پارسایی*


پینوشت :

1احوال ِ دنیامو عوض کردی...

2خودمانیم،بگو این همه تردید چرا؟


شاد باشید و روشن مثل قلب پر نور ستاره...

تا بعد یاعلی،خدانگهدار...




جمعه 11 بهمن1392
ن : پارسایی

سه سالگی...

دوستان عزیز هم ترانه سلام...

هر کس توی زندگیش سنگ نشانهایی داره که این سنگ نشانها و یا توقف گاهها شتاب گذر زمان رو بهش یادآوری می کنن.یکی از این سنگ نشانهای وقایع مهم زندگی هستن....بی شک یکی از مهم ترین وقایع زندگی من تصمیم ساخت و راه اندازی این وبلاگ بوده و هست...مکانی که در اون افکارم رو با شما دوستان عزیز به اشتراک گذاشتم و از نظراتتون استفاده کردم...

صدای نبض ترانه ها هم سه ساله شد و در حالی که دارم پست تولد رو می نویسم به این فکر می کنم که واقعا چقدر زمان با شتاب میگذره...!

باید تشکر کنم از تمامی شما عزیزانی که بودید و نگاه گرمتون رو به سطر سطر ِ این نوشته ها گره زدید، شمایی که بهانه های ارزشمندی برای نفس کشیدن و ادامه ی حیات این وبلاگ بودید.امیدوارم هیچگاه نگاه گرمتون رو دریغ نکنید...بخاطر تمامی خوبی هاتون ممنون....شاد ِ شاد ِ شاد باشید.



+ پینوشت :

1. من عاشقی رو از بَرَم اما نمیخوام/درگیر ِ احساسی بمونی که بهانه س/تعبیر ِ این رفتار ِ من دیوونگی نیست/اینا همش دلسوزیای عاشقانه س (م.پارسائی)

2. بالاخره اسامی راه یافتگان سومین دوره ی آفتابگردانها (شاعران جوان انقلاب اسلامی) اعلام شد،خوشحالم که اسم من هم جزء برگزیدگان این طرح بود :)

3. منو نجات نده، موقع ِ نجاتم نیست!


شاد باشید و روشن مثل قلب پر نور ستاره....

تابعد یاعلی،خدانگهدار....




دوشنبه 30 دی1392
ن : پارسایی

بمب ساعتی!

دوستان عزیز هم ترانه سلام...

امیدوارم خوب باشید و دنیا به کامتون باشه.

توی پست قبلی یکی از ترانه های کوتاهم رو براتون نوشتم اما اینبار میخوام یه ترانه ی بلند که چند ماه پیش نوشتمش رو به نگاه مهربونتون تقدیم کنم.

در ضمن نظر فراموش نشه لطفا :)


"بمب ساعتی"


با اینکه تو تنها کسی هستی

که حال ِ این روزامو می فهمی

هیچی نمیگی ساده رد میشی

هم عاشقی هم خیلی بی رحمی

عطر ِ تنت هر روز عوض میشه 

حتی نگاهت مثل ِ سابق نیست

داری غریبه میشی با حسم

لحن ِ سکوتت میگه عاشق نیست

مثل ِ یه سایه سرد و بی روحی

با اینکه میدونی چه دلگیرم

حتما یه روزی کنج ِ این خونه

وقتی حواست نیست می میرم

تو مایه ی آرامشم بودی 

اما حالا تعبیر کابوسی

مثل یه بمب ِ ساعتی ِ شوم

وقت ِ شمارش های معکوسی

این جاده یک عمره که بن بسته

توو زندگی با تو یه بازنده م

میشینم و زخمای ِ روحم رو

هر روز با دلشوره می بندم

چیزی نمی خواستم ازت جز عشق

سهمم ولی رگبار ِ نفرت شد

انقد گذشتم تا کم آوردم

قلبم کلکسیون ِ حسرت شد

با اینکه تو تنها کسی بودی

که حال ِ این روزامو می فهمید

اما یه وقتا بهتره رد شد

گاهی باید از عاشقا ترسید!


*منا پارسایی*


+ پینوشت :
1. منو به حال ِ من رها نکن!
2. دلم یه خواب عمیق میخواهد،چیزی شبیه ِ یک مرگ کوتاه!

شاد باشید و روشن مثل قلب پر نور ستاره...
تا بعد یاعلی،خدانگهدار...