قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

اینجا اهواز است صدای نبض ترانه ها...می شنوی؟!

جمعه ۲۶ تیر۱۳۹۴
م : ن : پارسایی

وارث


دوستان عزیز هم ترانه سلام...
طاعات وعباداتتون قبول...پیشاپیش عید سعید فطر رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم توی حال خوبتون بنده رو هم از دعای خیر بی نصیب نگذاشته باشید.اثری که امروز میخوام براتون بذارم رو اواخر اردیبهشت ماه نوشتم و مثل همیشه مشتاقانه منتظر نقدها و نظراتتون هستم :)

 

" وارث "

دلخوشی یه شایعه س وقتی
شب توو آغوش گریه میخوابی
همه ی جمعه هاتو غمگینی
همه ی شنبه هاتو بیتابی
وارث گریه های حوایی
شاعر ضجه های تبعیدی
با همون میوه های ممنوعه
مزه ی تلخ ِ عشقو فهمیدی
عمریه غافلی ولی بازم
اون حواسش به قلب و دنیاته
تو گمش کردی و نمیدونی
لحظه لحظه به فکر فرداته
سجده سجده غریبه تر میشی
وقتشه این مسیرو برگردی
پی راه ِ بهشت بودی که
جفت کعبه خدا رو گم کردی
عاشقش باش و آسمونی شو
سهمت از زندگی جهنم نیست
حاصل آب و گل بدون ِ عشق
هرچی میشه،ولیکن آدم نیست!


"منا پارسایی" - اردیبهشت نود و چهار

 

 

+ پینوشت:
1.نمیشه یه عشقو فراموش کرد/محاله به این سادگی بگذره/همیشه کسی بازیو باخته/که دیوونه تر یا که عاشق تره! (م.پارسایی)
2.یه جایی این دنیا باید کوتاه بیاد...
3.کنارمی ولی،دوری یه عالمه!
4.عیدتون مبارک :)


تا بعد،یاعلی...

خدانگهدار...

 




یکشنبه ۶ اردیبهشت۱۳۹۴
م : ن : پارسایی

قاصدک

قاصدک ها در زمین این آدمها گلهای بدرد بخوری هستند....می گویند کافی ست ناگفته هایت را در گوششان زمزمه کنی و بعد بگذاری با اولین نسیم بروند تا حرفهایت را به گوش کسی که در قلبت جای دارد برسانند.حرفهای ناگفته ی زیادی دارم، و همواره تو تنها گل سرخ دوست داشتنی دنیای کوچکم هستی اما هنوز قاصدکی را نیافتم که بتواند تا سیاره ام، خانه ی قدیم ام، کنار آن آتشفشان های خاموش پرواز کند و در گوشت تمام آنچه را که این زمینی ها "دلتنگی" می نامند زمزمه کند...تازه! هیچکدام از قاصدک ها اشک ریختن هم بلد نیستند وگرنه برایت می گفتم این روزها در این سیاره ی سرد بی تو چه می کنم.

مجموعه اعترافات شازده کوچولو (قاصدک) - منا پارسایی

 

+ پینوشت :

1. فتو بای خودم :)
2. مجموعه اعترافات شازده کوچولو، مجموعه دستنوشته های خلوت من هستن امیدوارم دوست داشته باشد.
3. وقتی که حست رو نگی از دست میدیو/از تو فقط یک آدم بازنده می مونه/با هر نگاهش می شکنی،آشفته تر میشی/میمیری و تنها غرورت زنده می مونه (م.پارسایی)

تا بعد،یاعلی... 




یکشنبه ۲۳ فروردین۱۳۹۴
م : ن : پارسایی

حرف هایی که من باید می گفتم و...تو باید می شنیدی

به نام خداوند شاعرانه ها
دوستان هم ترانه سلام...
امیدوارم شاد و تندرست باشید...امروز میخوام طبق روال گذشته بهتون یه کتاب خوب معرفی کنم.اسم کتاب هست "حرفهایی که من باید می گفتم و...تو باید می شنیدی" مجموعه شعر سپید از دکتر افشین یداللهی که توسط موسسه ی انتشارات نگاه به چاپ رسیده.این کتاب یه کتاب کم حجم و زیبا، شامل چهل و هفت شعر با فضایی عاشقانه ست که خوندنش رو شدیدا توصه می کنم.دو شعر رو برای آشنایی هرچه بیشترتون با فضای کتاب انتخاب کردم امیدوارم از خوانشش لذت ببرید:


تردید کن
در هرچه می خواهی
تا هر وقت که می دانی
تقدیر تو تغییر نخواهد کرد
من
به کاری که با قلبت کرده ام
یقین دارم!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
باید شکست می خوردم
باید همه چیز را از دست می دادم
تا فتح ناگهانی تو
با دست های خالی
_بزرگترین پیروزی من تا امروز_
فردا را
برایم
ناشناخته تر کند


"دکتر افشین یداللهی"

+ پینوشت:
1.این کتاب یه هدیه ی خوب از یه دوست خوب توو یه روز خوب بود :)
2.همه دلشورم از اینه،که عشق اندازه ی آهه/تو جوری عاشقی کن که،نفهمم عشق کوتاهه (افشین یداللهی)
3.تو به کاری که با قلبم کرده ای ایمان داری!


تا بعد...یاعلی




سه شنبه ۱۱ فروردین۱۳۹۴
م : ن : پارسایی

فصل تازه...


به نام خدایی که حواسش به همه ی بنده هاش هست
سلام دوستان...
بعد حدودا نه ماه دوری از این مجال مجازی دوباره برگشتم...برگشتم که از نو شروع کنم...توی این مدت اتفاقات خوب و بد زیادی رو از سر گذروندم که مهم ترین اونها فارغ التحصیلی از دوره ی کارشناسی بود...خیلی چیزها تغییر کرده مثل شکل و شمایل همین وبلاگ ولی خیلی چیزها هم هنوز مثل سابق دست نخورده ست...تمام این تغیرات و ثبات ها رو به فال نیک می گیرم و در اولین روز از سن بیست و چهار سالگیم یه نقطه ی پر رنگ میذارم انتهای تمام اتفاقات گذشته و از سر خط شروع می کنم...هر چند مدتیه که بخاطر مشغله های فکری که داشتم کمتر دست به قلم شدم اما به عنوان حسن شروع آخرین و جدیدترین ترانه م رو توی این پست قرار میدم،امیدوارم که همچنان همراه و هم ترانه باشید :)

" اسفند "
غرق ِ سکوت ِ سرد ِ اسفندی.....گاهی میون ِ جمع تنهایی


حتی بهارم قهره بات وقتی.....تنها ترین تنهای ِ دنیایی


دنیا همیشه با تو بد کرده.....یک عمره با تقدیر درگیری


انقد نمک پاشیده روو زخمت.....وقت ِ خوشی دلشوره می گیری


هیشکی نمیدونه چقد سخته.....هر روز ِ عمر فکر ِ فردا شه


عاشق بشی اما توو این دنیا.....هیشکی نباشه عاشقت باشه


یکی میگه خودخواه و مغروره.....یکی میگه ناباور و سرده


اما نمیدونن که تنهایی.....بارزترین نشونه ی مرده


با خاطراتت اشک می ریزی.....میخندی و زخماتو میشماری


دیگه حسابش رفته از دستت.....روزای خوبی که طلبکاری


بازم یه تقویم پر از غصه.....بازم سکوت و حس تنهایی


حتی بهارم قهره بات وقتی.....تنهاترن تنهای ِ دنیایی


منا پارسایی - پانزدهم اسفندماه نود و سه

  

+ پینوشت :

1.با تشکر ویژه از جناب Mou Sj بخاطر طراحی قالب جدید نبض ترانه ها :)

2.وقتی توی دوران دانشگاه زیادی فعال باشی،فارغ التحصیلی بهت حس بازنشستگی میده!

3.عاشق به دنیا اومدم/تقدیر تحقیرم کنه/انقد جوونی می کنم/تا عشق تو پیرم کنه/ م.پ

فعلا...یاعلی